محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 80

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

وجود - بيگانه است . بنابر اين هرگونه قيد در وجود يعنى اين كه طبيعت وجود طبيعت وجود نباشد ، بلكه درجه‌اى از وجود باشد كه با درجه‌اى از عدم آميخته شده ، اين مرتبه از وجود ، نخستين مرتبهء هستى است . مرتبه دوم مرتبهء احديت - يعنى نخستين تعين - وجود و اوّلين مرتبه از مراتب ظهور وجود است ، البته پيش از احديت نه تعين بود و نه ظهور ، فقط اطلاق محض بود « 1 » و غيب مطلق كه براى اولين بار در احديت متعين شده است . ديگر اين كه تعين مساوق با وجود نمىباشد ، ولى تشخص مساوق با آن است ، همان‌گونه كه وحدت حقيقى مساوق با وجود صرف و مطلق حق تعالى است ، يك چيزى ممكن است در عين تشخص متعين نباشد ، چنان كه ممكن است در عين متعين بودن تشخص نداشته باشد - يعنى اگر وجودى نباشد - زيرا هر وجودى در هر مرتبه‌اى از مراتب نفس الامر و واقع عين تشخص و يا مساوق آن است ، تشخص از وجود جدايى پذير نيست ولى تعين مىتواند جدا باشد ، يعنى وجود باشد و تعين نباشد ، مانند مقام وجود صرف مطلق واجب الوجود پيش از احديت و در مرتبهء غيب الغيوبى ، و يا تعين باشد و وجود نباشد ، مانند اعيان ثابته كه داراى تعين‌اند و از وجود تهى . در فلسفه قاعده‌اى است كه : هر چيزى براى خود به نحو ضرورى ثابت است ، انفكاك شئى از خودش محال است ، بنابر اين قاعدهء عمومى : وجود براى خود وجود ثابت است و ثبوت هر چيزى براى خويش به مفهوم هويت و خودى و

--> ( 1 ) - البته تذكر اين مطلب ضرورى است كه واژه‌هاى بود و نبود و ظهور و مىشود و امثال اينها به معانى زمانى و مادى آنها نيست ، فقط اشاراتى مىباشند به تسلسل مراتب و حصولات مترتب نفس الامرى كه به كلى از مفهوم زمان طبيعى يا مفهوم تبدل و تغيير طبيعى بدوراند . و تذكر اين مطلب هم ضرورى مىنمايد كه اين مباحث التقاط از رسالهء سراپرده‌هاى نهان و يا سرادقات غيبى دوست دانشمند و سرور گراميم آيت الله عابدى شاهرودى ؛ با تصرفاتى جزئى از طرف نگارنده مىباشد كه سالها پيش به حقير عنايت فرمودند ، و فقه الله لما يحب و يرضى .